رها کن مرا جان ، رهاکن مرا
زجانم جدا کن ، جدا کن مرا
من آن بوم شبگرد کوی توام
مرا چون صباکن ، صباکن مرا
دراین نیمه شب ذکر تو بر لبم
گره برگشا کن ، گشا کن مرا
زبانم ، تنم، روح من ، جان من
همه مستجا کن ، تجا کن مرا
دلی دردمند و تنی خسته ام
بیا زخم دل را دواکن ، دواکن مرا
(م،الف/کوهی)
برچسب: رها کن مرا,مرا رها كن,شعر رها کن مرا,کن رها بازوی دربند مرا,مرا رها کن افتخاری,مرا رها کن استاد شجریان,
نویسنده: حسین سلطانی