دست افشاندی و دل بردی ز من
چهرپوشاندی و جان کندی ز تن
ای همه بود و نبودم هست تو
عاشقم من رو نگردانی ز من
گونه های مست تو با روزگارما چه کرد
لب فرو بستیم تو رخ نپوشاندی ز من
سالها بگذشت و ما لاف وفاداری زدیم
پشت در ماندیم تو سرنگردانی ز من
(م،الف/ کوهی)
برچسب: کلید پشت در مانده,
نویسنده: حسین سلطانی