خرید بک لینک

پاییز رسید و به جهان فصل خزان شد

این باد وزیدن بگرفت و همه جا برگ رزان شد

زینهار که جان را به دلارامی جانان برسانی

عاشق ز بر تحفه معشوق همی دلنگران شد

آن مزد عمل را که باید بستاندی، نستاندی

شطرنج به مات آمد و بازی به کران شد

آن توشه به سر منزل مقصود نبردی

افسوس که روزی تهی و بارگران شد

آن یار شفیعی که قارون شده در سلک خدا بود

بر رطل گران می زد و بر یار دوان شد

ای گوهر جان رهبر ما شو که در این راه

رفتیم و سرانجام به کردار عیان شد

(م، الف/کوهی)

برچسب: پاییز,پاییز طلایی,پاییز سال بعد رستاک,پاییز صحرا,پاییز پدر سالار,پاییز طلایی mp3 download,پاییز آمد,پاییزان,پاییز شعر, نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:16

صفحه بندی